تجربیات یک راننده خیلی تازه کار

بابام یه پراید خرید. واسه ما، که باهاش بریم و بیایم و یاد بگیریم.

و از همون روز اول خرابکاریای من شروع شد :))

فرشته فعلا رفته لردگون برای پر کردن کار دانشگاهش. در نتیجه فعلا ماشین دست منه و چپ و راست باهاش دسته گل به آب میدم :)) روز اول وقتی موقع بیرون آوردن ماشین از حیاط، زدم به ماشین پسر همسایه و یه فرورفتگی خیلی خوشگل انداختم روی در عقبش! ماشینش هم کادنزا بود، یه ماشین خارجی گرون :/ انتظار داشتم کشته بشم ولی چیزی نشد :)) پسر همسایه هم خیلی خوب برخورد کرد. خداروشکر خیلی دردسر نشد. ولی خیلی زشت و ضایه بود :))

دیشب موقع برگشتن خونه هم توی میدون بد پیچیدم و همجین یه نمه زیر ماشین گرفت به میدون :/ یخورده صدا داد ولی چیزیش نشد :)) امروزم پشت چراغ قرمز آروم خوردم پشت یه پژو. خیلی یواش بود و به سپرش خوردم، عاقا هه هم بد برخورد نکرد. البته خو هیچیم نشده بود که بخاد بد برخورد کنه. بعد رفتیم دانشگاه، دم در دانشگاه جلوی همه رو میگرفتن. ولی تا مانعو دادن بالا یکی (فک کنم استادی کارمندی چیزی بود) رد شه منم گازشو گرفتم و رفتیم تو. نگهبانه داد زد کجا؟ من داد زدم برمیگردم!! :))))

کلن کارم ده دیقه طول میکشید. نامردی بود تو این گرما اینهمه راه پیاده برم بالا. اخه خیلی دوره :| شونصد فرسخ اونور تره :|

هنوز زیاد حرفه ای نیستم. سر چارراه که میخوام بپیچم و توی لاین چپ نیستم و خیلی شلوغه یه نمه هول میشم. ولی یاد میگیرم. فعلا هر جا میرم با احمد میرم، با اینکه خیلی کوچیکتره ازم ولی رانندگیش خییییییلی بهتره :/ دستشو میذاره رو ترمز دستی و هر جا کج و کوله رفتم خاااارت! میکشه :)) دیروز تو میدون خیلی شلوغ بود، نزدیک یه پژو شده بودم و فک کردم میخاد بپیچه ولی میخاست مستقیم بره. من میخاستم بپیچم. مطمئنم رد میشدیم ولی احمد باز ترمز کشید! اینقد صداش بلند بود که راننده پژو که یه خانمه بود و فک کنم اونم تازه کار بود ترسید و کوبید رو ترمز :)) ولی خب حادثه خاصی پیش نیومد :)

امروز صبح زود ولی تنهایی رفتم بیرون. بابام اینا رو رسوندم استخر و خودم رفتم یه مشت گشتم. جاهای شلوغ نرفتم. باحال بود. صبح زود اینقد هوا سرد بود که شیشه ها رو نمیتونستم بدم پایین!

ولی امروز خسته شدم واقعا :/ چند روزه روزی صد بار با ماشین میریم و میایم. احمدم میشنه کنارم اینقد نق میزنه که نگو!

حالا فعلا سه روز از ماشین دار شدن ما میگذره و خرابکاریا در همین حد بوده. تا فرشته بیاد یه مشت دسته گلم اون به آب بده. فقط امیدوارم ملایم باشن :))

/ 2 نظر / 34 بازدید
مهدی

مبارکه.. خدا رحم کرده پس...

وبسايت اصفهان من بزرگترين نيازمنديهاي رايگان کشور

خوشحال ميشم به منم سر بزني! يک سيستم وبلاگ دهي جديد را باش آشنا شدم امکانات خوبي داره اونجا هم ميتوني وبلاگ بزني پارس بلاگ دات ايکس واي زد parsblog دات ايکس واي زد parsblog دات xyz [گل][گل] -------------------------------حالا چند تا آگهي بازرگاني-------------------- تبديل وب لاگ شما وبلاگنويس محترم به يک وب سايت با کمترين هزينه هاست رايگان يک ساله هديه من به شما شما فقط هزينه ثبت دامين مورد نظر خود را براي يک سال بدهيد و هاستينگ رايگان داشته باشيد براي کسب اطلاعات بيشتر با اي دي من در تلگرام مکاتبه کنيد @updap -------------------------------------------- بزرگترين آپلود سنتر براي ايرانيان امکان کسب در امد روزانه از تعداد دانلود فايل هاي شما همين الان با مراجعه به وب سايت زير اکانت خود را بسازيد updap دات کام آپ دپ دات کام ---------------------------------------------------------- يک سايت رايگان براي ارسال آگهي هاي شما بزرگترين سيستم نيازمنديهاي رايگان ايران همين الان آگهي خود را منتشر کنيد esfahan.me