پاک کنم؟ نکنم؟

دلم میخواد پست هایی که درمورد اون مرتیکه نوشتم رو پاک کنم. وقتی میخونمشون از سادگی خودم حالم بد میشه. اون یه آدم نفرت انگیز بود که خودش دقیقا میدونست داره چیکار میکنه ولی من احمق، من ساده، حتی به حس خودم اعتماد نداشتم و همش فکر میکردم ایراد از منه. توی سه، چهار ماه بالای پونزده کیلو وزن کم کردم... منی که به عمرم نتونسته بودم حتی دو کیلو هم کم کنم!

دو هفته نشده بود که همه چی رو تموم کردیم، که خبر رسید نامزد کردن. یه ماه بعدشم عقد کردن. حالا اینا به کنار، چند وقت پیش مامان بابای دختره اومده بودن مغازه ی بابام به آه و ناله از دست اون مرتیکه ی کثیف. که وای اینا چرا اینقد خسیسن، چرا به دخترمون اینقد بی محلی میکنه، چرا پسره کار نداره و خونه نداره و هیچی نداره و... و معلوم شد خانواده ی عوضی اون مرتیکه هم کلی دروغ تحویل اینا داده بودن.

من که کلی خنده م گرفت. بخصوص وقتی مامان بابای دختره گفتن اگه لازم باشه حتی حاضرن عقد رو بهم بزنن.

اما اینا همش مهم نیست. مهمترین چیز درسیه که من از این ماجرا گرفتم.

حالا شما میگین این پستا رو پاک کنم یا نه؟ با اینکه نفرت انگیزن ولی دلم نمیاد چیزی که خودم نوشتمو پاک کنم (خودشیفتگی)

/ 0 نظر / 14 بازدید