---------

مثلا میشد به کل از زندگی استعفا داد. همه چیز را کنار گذاشت و به قعر هیچستان سقوط کرد. جایی که سکوتش گوش را نمی آزارد، مثل پرده ای مخملی روی گوش می نشیند و نمیگذارد هیچ صدای ناموجودی به گوش برسد. جایی که هیچ چیز نیست، نه سرخی خشمی، نه سیاهی درماندگی و نه چنگال درنده اضطرارت. همان هیچستانی که سالهاست صدایت میکند و زمزمه اش همیشه توی هوای اطرافت جاری بوده.

/ 0 نظر / 13 بازدید