دردسر

با توجه به جریانات جدید، به نظر میاد روز های شلوغ تا آخر تابستون توی زندگیم خیلی بیشتر از حد انتظار خاهد بود.

مهمون داریم. دوستای بابام که گلستان زندگی میکنن. سر جمع حدود ده نفرن، ما خودمونم هشتاییم، هیجده نفر میشیم. نمیدونم آشنا های دیگه هم بیان خونه مون یا نه. قراره مدتی که اینجان مثل چهار سال پیش، مدام در حال گشت و گذار باشیم و بریم اینور اونور، جاهای دیدنی.

حالا مشکل کجاست؟ اونجاش که من سه چهار روزه بشدت کمر درد گرفتم. امروز صیح از کمر درد از خواب بیدار شدم، به هر طرفی که می چرخیدم بازم کمرم درد میکرد. موقع نشستن و بلند شدن کمرم تبر میکشه. منم آدمی نیستم که غر بزنم، بخصوص موقعی که کار زیاده. در نتیجه بشدت بد اخلاق میشم.

نمیدونم چیکار کنم. احتمالا مجبور میشم بعضی روزا که میرن بیرون بمونم خونه. فکرشو که میکنم واقعا دلم نمیخواد بمونم... ولی احتمالا پس فردا میخوان از صبح زود تا شب برن کوهرنگ. یعنی یه مدت طولانی تو ماشین نشستن، بعد هی اینور و اونور دویدن، بدون جایی که بشه بهش تکیه داد. فکرشم که میکنم میترسم.

امروز یه سری از ورزش های بابامو ازش یاد گرفتم که صبحا انجام بدم. همین امروزم یه دور رفتم. ولی باز الان بشدت کمرم درد میکنه. نمیدونم مشکل از کجاست. من فقط 23 سالمه. واسه کمر درد اینطوری بیست سی سالی زوده :|

/ 3 نظر / 20 بازدید
وحید53

یه مسیری رو که همیشه12 دقیقه می رفتم امروز نیم ساعته رفتم

زهرا

یه سر نمیری دکتر؟ مال کلیه هات نیست؟ آیم کایندا ورید :(

وحید53

ضعف عمومی . کم شدن توان بدنی و سنو اعصاب و تغذیه